![]() |
|
بی وفا آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی، آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی، آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ، آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را، نشنوی آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری ، می خواهم بدانم، دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟
2
نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 18:39 توسط مینا(دخترك تنها) |
تنهام تنهام چه تنهام تنها در میان تن ها چه عاشقانه ماندم در بیهودگی انتظار پیوستن به تو چه بی صبرانه مانده ام چه خوانا دوریت را برسردر خانه نوشته اند و من در نخواندن آن چه پافشارانه مانده ام چه بسیار است دو روئی ها فراموش کردن ها و گسستن ها و من در این همه چه صادقانه مانده ام رفیقان همه با نارفیقی خود رفیقند من هنوز با آنان چه دوستانه مانده ام خاستگاه من کجاست ؟ که من آنجا سکونت خواهم؟ من در پیماندن راه چه عاجزانه مانده ام تنها در میان تن ها چه عاشقانه مانده ام
2
نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 18:36 توسط مینا(دخترك تنها) |
در غم ... در غم بي سازي پاييز من در غم بي رازي سوداي من در غم بي باري فرداي من کوچ غمگين پرستوها نمي خواند کوچه تنهايي روياي من شادي نمي داند راوي غمهاي من مقصد نمي يابد بي صدا در برکه شبهاي من مونس تنهاي من روشن نمي ماند خشک و خالي با هواي سرد شب مونس غمهاي من فردا نمي داند من در اين بيهوده داني بي خدايي صرفي ندارم درد من درد خدايي بينوايي حرفي ندارم تو غمي,من غمو,غم يار من دوريت غم,بودنت غم,غم بار من من بدون دوريت شادي ندارم زنگ تفريح دلم بازي ندارد
2
نوشته شده در یکشنبه 8 دی1387ساعت 18:28 توسط مینا(دخترك تنها) |
دانشجودوستت دارم
2
نوشته شده در شنبه 16 آذر1387ساعت 11:0 توسط مینا(دخترك تنها) |
روز دانشجو مبارک !!! سلام سلام سلام روز دانشجو رو به تمام دانشجو های ایران تبریک میگوییم
2
نوشته شده در شنبه 16 آذر1387ساعت 10:58 توسط مینا(دخترك تنها) |
اگه ... ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه تا روزه قیامت داشتنت نباشه قسمت چشم به راهه تو می مونم با دلی پر از صداقت اگه با اشکای گرمم دل سنگ برام بسوزه اگه جسم من بپوسه بعد دنیای دو روزه نه فقط عاشقت هستم مرهمی روقلب خستم این تویی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم اگه جای تو به این دل ، همه دنیا روببخشن می گذرم از هر چه دارم اگه باشی عاشق مناگه زنجیره به پاهام اگه قفل و اگه صد بند میرسم هر جا که هستی به تو و عشق تو سوگند اگه باشی تاجی بر سر یا که از ذره ای کمتر دل من داغت رو داره تا ابد تا روزه آخر اگه با یک قلب تب دار بشم از عشق تو بیمار یا وجود عاشقم رو ببرن تا چوبه ی دار اگه زندگیم فنا شه طعمه ی خشم خدا شه یا که در حسرت عشقت روحم از بدن جدا شه اگه قلبمو شکستی رفتی و از من گسستی مهربون یا خود پرستی هر که هستی هرچه هستی نه فقط عاشقت هستم مرهمی روقلب خستم این تویی که می پرستم سرسپرده ی تو هستم.
2
نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 19:26 توسط مینا(دخترك تنها) |
يک قطره اشک گوشه چشمات نشسته بود....
بهت گفتم : اين ديگه چيه؟روتو بر گردوندی و گفتی هيچی. گفتم:خودم ديدم که گريه کردی.گفتی:نه.اين که اشک نيست. گفتم اگه اشک نيست پس چيه؟ گفتی اين عشقه. گفتم عشق چيه؟ خيلی مهربون شده بودی.نگاه کردی توی چشمام! گفتی:عشق يعنی خاطره. گفتم:خا طره چيه؟ گفتی يعنی خاطره اولين بار که ديدمت. يادت هست؟ گفتم :عشق حقيقی که يک لحظه نيست.خا طره اولين ديدار يک لحظه بود و تموم شد. گفتی :ديدی اشتباه کردی! عشق يعنی تکرار خاطره اولين ديدار.که تا آخر عمر توی ذهن می مونه و مدام تکرار ميشه. حا لا توی چشمات نگاه می کنم و يک قطره اشک آهسته از گوشه چشمام پايين مياد
2
نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1387ساعت 19:24 توسط مینا(دخترك تنها) |
تو که میگفتی منو دوست داری یه دنیا
تو که میگفتی منو میرسونی به ابرا
تو که میگفتی دلت میمیره واسم هر دم
تو که میگفتی صدات جون میگیره با خندهام
من ساده، حرفاتو با گوش دل شنیدم
من ساده، دلتو از اون چشات میدیدم
من ساده، عکستو همیشه همراه داشتم
من ساده، بذر عشقتو تو دلم میکاشتم
فکر میکردم عاشقی یه عشق پاک سادست
فکر میکردم شاعری، یه شاعر دلدادست
فکر میکردم میتونم دل به دلت بسپارم
فکر میکردم با تو من همیشه عشق و دارم
اما ای کاش ، دلتو زودتر از این میدیدم! اما ای کاش، حرفاتو بهتر از این میشنیدم! دیگه من، قید تو رو واسه همیشه زدم دیگه من، فکر تو رو از تو سرم پروندم
دیگه من ، اسم تو رو نمیارم تا ابد دیگه من ، واست نمیگم حرفای خوب و بد
![]()
2
نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 20:52 توسط مینا(دخترك تنها) |
بد نکن با دل عاشق ما با دل عاشق بد نکن ای آدم نا مهربون سنگدل و بی وفا نشو تو دل داری اینم بدون تو قول همراهی دادی ، رو وعده ی دلت بمون باطن پاکو تو جهان میخرنش خیلی گرون عهد شکن عشق نباش خیر نمی بینی از زمون
2
نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 20:41 توسط مینا(دخترك تنها) |
از غم عشق چه مي بايد كرد؟!
2
نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 17:2 توسط مینا(دخترك تنها) |
خداحافظ خداحافظ همین حالا همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشام
کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده ست
نه اینکه می شه باور کرد دوباره آخر جاده ست
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها بدونی با تو بی تو همینه رسم این دنیا
خداحافظ
خداحافظ همین حالا خداحافظ
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:59 توسط مینا(دخترك تنها) |
رفع زحمت حافظ کنار عکس تو من باز نیت میکنم
انگار حافظ با من و من با تو صحبت میکنم وقت قرار ما گذشت و تو نمی دانم چرا دارم به این بد قولیت دیریست عادت میکنم چه ارتباط ساده ای بین من و تقدیر هست تقدیر و ویران میکند من هم مرمت می کنم در اشتباهی نازنین تو فکر کردی این چنین من دارم از چشمان زیبایت شکایت می کنم نه مهربان من بدان بی لطف چشم عاشقت هر جای دنیا که روم احساس غربت می کنم بر روی باغ شانه ات هر وقت اندوهی نشست در حمل بار غصه ات با شوق شرکت میکنم یک شادی کوچک اگر از روی بام دل گذشت هر چند اندک باشد آن را با تو قسمت میکنم خسته شدی از شعر من زیبا اگر بد شد ببخش دلتنگ و عاشق هستم اما رفع زحمت میکنم
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:55 توسط مینا(دخترك تنها) |
میان باغ قلبم جا گرفتی تو با یک جرعه از دریای یادت
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:53 توسط مینا(دخترك تنها) |
من هنوز دلم برات لک می زنه مثل اون وقتا هنوز دلم برات لک می زنه
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:51 توسط مینا(دخترك تنها) |
سلام بی وفا سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:48 توسط مینا(دخترك تنها) |
میدونم میدونم خطا نکردم میدونم
میدونم وفا نکردی میدونم میدونم دلم شکست خوب میدونم خاطراتت داره داغون میکنه غم و غصت داره ویرون میکنه اخه تنهایی یه درده عزیزم پیدا کردنت یه مرگه عزیزم میدونم چشات دیگه اشک نداره میدونم دلت برام جا نداره میدونم تنها شدم تو ادما حتی عشقم دیگه معنا نداره یادته برام میمردی یادته؟ یادته با هم می خوندیم یادته؟ یادته تو اون شبای بارونی تومی گفتی عشقمون اخر نداره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:42 توسط مینا(دخترك تنها) |
دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون اخریه ای یار نازنینم یار دل حزینم
بیا بشین به پای حرفای اخرینم میدونم که این شبا شبستون اخریه به بهار نمی کشم زمستون اخریه پریه اخریه و پریشون اخریه دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون اخریه دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون اخریه تو میون این همه عروسکای دم دمی تویی که این روزا دلسوزی و دلسوزی و یارو همدمی اه یارو همدمی میدونم فرشته ای فرشته ی اسمونا یه پریزاده ی ماهی که تو جلد ادمی اولا غریبه بودی واسه من هق هق گریه تو نشناخته بودم کاشکی از اول عمرم دلمو توی اون بغض صدات باخته بودم میدونم که این شبا شبستون اخریه به بهار نمی کشم زمستون اخریه پریه اخریه و پریشون اخریه دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون اخریه دیگه جون نیست تو تنم نیمه جون اخریه
2
نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 11:35 توسط مینا(دخترك تنها) |
عید فطر مبارک سلام عید شما مبارک
عید منم مبارک عید تو هم مبارک عید خودتون دوست پسراتون دوست دختراتون مبارک اصلا عید همه ی ایرانیا مبارک
خدایا کمکم کن
2
نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 19:46 توسط مینا(دخترك تنها) |
بدون شرح . . .
2
نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 17:43 توسط مینا(دخترك تنها) |
بازم دلم گرفته باز هم دلم گرفته، گریم اختیاری نیست،گریم اختیاری نیست،
آخه جز گریه منو کاری نیست. یه عمره از محبت بی نصیبم ای خدا، من غریبم ای خدا، چرا جز گریه منو یاری نیست؟ اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه اگه عشق همینه، اگه زندگی اینه، نمیخوام چشمهام این دنیا رو ببینه از لبهای سردم خنده گریزونه، راز دلم خسته ام هیچکی نمیدونه. دل به هر که دادم بی وفایی دیدم، چه رنجهایی که عمری از عشق کشیدم. باز هم دلم گرفته، گریم اختیاری نیست،گریم اختیاری نیست،
2
نوشته شده در سه شنبه 9 مهر1387ساعت 17:24 توسط مینا(دخترك تنها) |
خسته شدم دیگه از زندگی خسته شدم خدایا دیگه طاقت ندارم تا کی تنها ؟؟؟ تا کی منتظر باشم؟؟؟ دلم می خواد همین روزا از دنیا برم دیگه تا کی اشک تنهایی بریزم؟؟؟ تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ای خدا!!!!!!!! خدایا یه هم زبون داشتن ارزوی بزرگیه؟؟؟ اگه دوسم نداری منو از دنیا ببر دیگه نمیخوام توی این دنیا باشم کاش می شد قلبم رو در بیارم به همه ادما نشون بدم که قلب من پاکه... دیگه تنهایی تا کی؟؟؟... تا کی؟؟؟؟؟؟؟؟؟
2
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 20:14 توسط مینا(دخترك تنها) |
تنها راز دارش نشسته بود روی زمین داشت یه تیکه هایی رو از روی زمین جمع می کرد بهش گفتم کمک نمی خوای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفت:نه گفتم:خسته می شی بذار خوب کمکت کنم دیگه گفت:نه خودم جمع می کنم گفتم:حالا تکه های چی هست؟بدجور شکسته معلوم نیست چیه؟ نگاه معنی داری کرد وگفت: قلبم این تیکه های قلب منه که شکسته خودم باید جمعش کنم بعدش گفت می دونی چیه رفیق؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ادمای این دوره زمونه دلداری بلد نیستن وقتی می خوای یه دل پاک و بی ریا به دستشون بسپاری هنوز تو دستشون نگرفته میندازنش زمین و می شکوننش. می خوام تیکه هاشو بسپارم به دست صاحب اصلیش اون دلداری خوب بلده می خوام بدم بهش بلکه این قلب شکسته خوب شه اخه می دونی اون خودش گفته که قلبای شکسته رو خیلی دوست داره تیکه های شکسته ی قلبشو جمع کرد یواش یواش ازم دور شد و من توی این فکر که چرا ما ادما دلداری بلد نیستیم موندم دلم می خواست بهش بگم چرا دلت رو می سپردی دست هر کسی؟ انگار فهمید تو دلم چی گفتم برگشت و گفت:دلم رو به دست هر کسی نسپردم اون برای من هر کسی نبود گفت اینبار رفت سمت دریا سهمش از تنهایی هایش دریایی بود که تهنا راز دارش بود...
2
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 20:7 توسط مینا(دخترك تنها) |
تو که دستت به نوشتن اشناست دلت از جنس دل خسته ی ماست دل دریا رونوشتی همه دنیا رونوشتی دل ما رو بنویس بنویس از ما که در حال فراریم توی این پاییز به فکر بهاریم بنویس از ماکه عشق و نشناختیم حرف خالی زدیم و قافیه ساختیم دست من خسته شد بس که نوشتم دل دریا رو نوشتی همه دنیا رو نوشتی دل ما رو بنویس.
2
نوشته شده در دوشنبه 8 مهر1387ساعت 14:0 توسط مینا(دخترك تنها) |
خداحافظ عزیزم آی آدما گوش بکنید وصیت من آی شما که میگیرید رو دوشتون جنازه من دستای منو از تو تابوت بیرون بذارید تا که بدونن هیچی از این دنیا نبرم٬خالین دستای من تورو خدا موهای منو شونه نکشید تا که بدونن دست نوازش میکشیدن رو سر من اگه کسی سراغ منو ازتون گرفت٬تورو خدا نزارین بره آخه اونه قاتل من بگید چشاش به در بود٬نیومدی سراغش بگید به یاد تو بود٬نیومدی سراغش بگید که تک پرت بود٬نیومدی سراغش بگید که عاشقت مرد دیگه نیا سراغش
2
نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت 22:1 توسط مینا(دخترك تنها) |
@ یاور همیشه مومن @ ای به داد من رسیده
تو روزای خود شکستن ای چراغ مهربونی تو شبای وحشت من ای تبلور حقیقت توی لحظه های تردید تو منو از شب گرفتی تو منو دادی به خورشید اگه باشی یا نباشی برای من تکیه گاهی برای من که غریبم تو رفیقی جون پناهی ناجی عاطفه ی من شعرم از تو جون گرفته رگ خشک بودن من از تن تو خون گرفته اگه مدیون تو باشم اگه از تو باشه جونم قدر اون لحظه نداره که منو دادی نشونم وقتی شب ، شب سفر بود توی کوچه های وحشت وقت هر سایه کسی بود واسه بردنم به ظلمت وقتی هر ثانیه ی شب تپش هراس من بود وقتی زخم خنجر دوست بهترین لباس من بود تو با دست مهربونی به تنم مرهم کشیدی برام از روشنی گفتی پرده ی شبو دریدی یاور همیشه مؤمن تو برو سفر سلامت غم من نخور که دوری برای من شده عادت ای طلوع اولین دوست ای رفیق آخر من به سلامت ، سفرت خوش ای یگانه یاور من مقصدت هر جا که باشه هر جای دنیا که باشی اونور مرز شقایق پشت لحظه ها که باشی خاطرت باشه که قلبت سپر بلای من بود تنها دست تو رفیق دست بی ریای من بود یاور همیشه مؤمن
2
نوشته شده در شنبه 6 مهر1387ساعت 21:49 توسط مینا(دخترك تنها) |
|
صفحه اصلي پست الکترونیک طراح قالب هفته دوم دی 1387 هفته سوم آذر 1387 هفته دوم آذر 1387 هفته چهارم آبان 1387 هفته دوم آبان 1387 هفته دوم مهر 1387 هفته اوّل مهر 1387 هفته چهارم شهریور 1387 هفته سوم شهریور 1387 هفته دوم شهریور 1387 هفته اوّل شهریور 1387 هفته چهارم مرداد 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته اوّل مرداد 1387 هفته چهارم خرداد 1387 هفته سوم خرداد 1387
طراح قالب |